ایران به سوگ نشست

سیران کوچولو رفت

لالایی غم انگیز روستاییان برای سیران کوچولو...

یک قبر کوچک، یک جنازه کوچک و یک غم بزرگ....

سیران کوچولوی شهرستان شین آباد بر اثر سوختگی شدید جان سپرد....

لالایی کُردی مادر بر مزار دخترک ، پدر را آتش زد و سوزاند و داغ ایران را تازه کرد...



فردا موضوع انشاء کلاس ِ درسش می شود این : " چگونه در آتش سوختید ؟ " و همکلای هایش می نویسند : " چون ما بدبخت هستیم ... باید در آتش بسوزیم " ... چشم ها که گریان می شود کودک می گوید : " خانوم دیگه ننوشتیم ، چون دستمون سوخت ِ نمی تونستیم مداد دستمون بگیریم ... ولی دستهای من اینقدر درد می کنه ... صورت سیران چقدر درد داشت ؟ "


آن مرد صندلی دارد
این دختر دیگر جان ندارد
ولی
آن مرد هنوز صندلی دارد

--------------------------------------

نوشته شده توسط آرشام ایرانی

وبلاگ دلنوشته های یه مشهدی

----------------

ممنون از آقای ایرانی برای پیگیری اخبار مرتبط با بچه های نازنین شهرستان شین آباد

 

/ 9 نظر / 7 بازدید
mahya

[ناراحت][ناراحت][گریه]

mohamad

این حرفا برات دردسر میشه

نیلوفر

اینجا واقعا ایرانه ؟جاییکه میگفتند بیشترین منابع گازی در خاورمیانه دارد اینجاست واقعا؟حاجی بابایی تو جوابمو بده پس بخاری نفتی توی کلاس چیکار میکرد؟حاجی بابایی تو از ژاپن چیزی میدونی ؟میدونی که وزیر زاپن چقد راحت استعفا میده؟برو ژاپن ،کلاساشون رو بگذرون تا یاد بگیری که چه جوری معذرت خواهی کنی.چه جوری استعفا بدی.

شبنم

[وحشتناک][گریه][ناراحت] عالی بووود اپت خدا بیامرزتش.....

رضا

در کل وب باحالی داری خوشم تومد

سمیه(nsa)

بهشتش مبارک!!![ناراحت][ناراحت]

سمیه

سلام عزیزم خیلی ناراحت شدم نمیدونم این مسئولین چه غلطی میکنن فقط پولا رو بالا میکشن راستی این مهدی کیه که از اون نوشتی راستی این دکلمه خیلی قشنگه بهت تبریک میگم راستی من به اسم وبت میلینکم

امید

سلام ممنون که اومدی نگفتی چی جالبه...بلاگت خیلی سنگین سبکش نکنی دیگه نمیام وبلاگت