مصائب یک عدد جوجه خبرنگار

اساسا مغز هر انسان دارای 4 کارکرد متفاوت تفکر، تعقل، توهم و تخیل است که از قضا همه این 4 مورد یک جا قلمبه شده است در وجود خبرنگار جماعت!

یک خبرنگار برای اینکه آب باریکه زندگی اش قطع نشود و بتواند شکم زن و بچه را سیر کند [شما بخوانید بتواند برای خودش صفا کند] همیشه و همه جا به دنبال سوژه های جدید می گردد و زاویه ای که بشود به آن پرداخت [تفکر] و وقتی سوژه مورد نظر را می یابد و مطمئن می شود که موضوع خوبیست، دو دو تا چهار تا می کند [تعقل] و حساب می کند که این موضوع بار حقوقی دارد یا خیر، که در اینجا سه حالت بیشتر نداریم.حالت اول اینکه بنویس کسی کاری به کارت ندارد. حالت دوم اینکه حالا تو بنویس تا ببینیم چه می شود، و حالت سوم این است؛ جرات داری بنویس! 

وقتی خبرنگار این مراحل را با موفقیت طی می کند، در مرحله بعد کارشناس و مسئول و افراد ذی ربط و طرف های درگیر را ردیف می کند و با خوش خیالی تمام با آنها تماس می گیرد و به این فکر می کند که این دوستان در اسرع وقت برایش فرش قرمز پهن می کنند و او را در دفتر کار خود، به صرف یک فنجان قهوه دعوت می کنند تا با صداقت و دلسوزی تمام پاسخگوی سوالاتش باشند [تخیل]. هرچند 6 ، 7 ماه از آغاز بکار خبرنگار زمان می برد تا بفهمد از این خبرها نیست اما بالاخره یک روز به این اصل می رسد که خبرنگار باید موی دماغ باشد و دست از سر کچل هیچکس برندارد! [هرچند تعبیر چندش ناکی ست! اما به هرحال حقیقت امر همین است که گفتم.] 

در پایان که خبرنگار گزارش را تهیه می کند و پرونده آن را می بندد. نفسی آسوده می کشد و بعد از چند روزی بی خوابی، شب سر راحت بر بالین می گذارد. اما همین که چشم هایش را روی هم می گذارد هیولایی ترسناک را در خواب می بیند. و کمی که دقیق می شود می بیند چهره هیولا ته مایه ای از دبیر صفحه دارد، آن هم در حالیکه تیتر گزارشش روی پیشانی هیولا حک شده و با چشم های سرخ و صورتی بر افروخته، با گوش هایی که از آن دود خارج می شود و بیلی که به سمت تو نشانه رفته، فریاد می زند: «گزارشت به درد عمه ات می خورد! [توهم]

 + اگر تفاوت تفکر و تعقل یا توهم و تخیل را نمی دانید؛ خودتان بروید دنبالش و نتیجه تحقیقات را در قالب نظر بگذارید تا اگر به سبک خودتان برداشت کرده بودید؛ کمی بخندیم! :دی 

/ 5 نظر / 15 بازدید
سحر

نگو...از تیتر نگووووووو :| این عکس پروفایلت خیلی با کلاس و خفنه! :دی

فریده خانوم

از مصائب پروژه من که بدتر نیست ![خرخون] [نیشخند]

کوروش

پوووووووووووووووف چه بویی اوه اوه وبتونه کپک زده ! پووووووووووووووف [خنثی]

behdone

نوشته هاتون را خوندم واقعا خوبند.

emma

تخیل بالایی داری