سوسک های خندان

کوچک تر که بودم، استفاده از اینترنت تا به این اندازه معمول و فراوان نبود. در هرخانه سه چهار بیلبیلک لمسی پیدا نمی شد که بسته های اینترنت شان فعال باشد و خبری از مودم های جور و واجور نبود. کل کیف مان وَر رفتن با کنترل تلویزیون و چرخیدن در تلتکست بود. تلتکست دنیایی بود برای خودش. خواندن تک تک صفحات آفتابگردان که مخصوص نوجوانان بود حسابی کیفورمان می کرد. قسمتی از این مجله نوجوانانه به لطیفه های آبکی و بی مزه اختصاص داشت. گهگاهی نگاهی بهشان می انداختم و مدام از خودم می پرسیدم «این چرت و پرتای بی مزه رو از کجا پیدا می کنن؟». خوب یادم است اولین بار آنجا خواندمش. همین که نوشته بود «اگه روزی یه سوسک چپه رو زمین دیدی، فکر نکن مُرده؛ داره به قیافه تو می خنده». خنده دار به نظر نمی آمد اما این روزها به طرز عجیبی خنده دار شده است! 

در این روزهای گرم تابستان که سوسک ها از سرناچاری بار و بندیل را جمع کرده اند و به سطح کوچه و خیابان کوچ کرده اند، هرکدام شان که به پست ام می خورند، چپه اند! نه اینکه مُرده باشند؛ دست و پا و شاخک های چندش آورشان تکان می خورد اما چپه اند! به طرز باور نکردنی ای چیزی حدود 90 درصدشان همین وضع را دارند و یک سوال بدجوز ذهنم را مشغول کرده است، دقیقا به چه چیز من می خندند؟! :| 

/ 3 نظر / 33 بازدید
حوریه

تلویزیون ما تلتکس نداشت من همیشه حسرتشو می خوردم

M@ry@m

خیلی جالب بود[لبخند][دست]