خاطرات من و کنکور

پنجم دبستان تا سوم راهنمایی با دوستام سر انتخاب رشته دبیرستان زیاد بحث می کردیم . چشم به هم زدیم رسیدیم اول دبیرستان و انتخاب رشته . زدم رشته ریاضی و بعد از اون موضوع بحثمون شد این غول بی شاخ و دم . یادمه می خواستم رتبه دو رقمی توی کنکور بیارم . می خواستم همه انگشت به دهن بمونن . دوم که تموم شد گفتم حالا زیر پنج هزار هم رتبه خوبیه ، کلی هم باحاله . سوم دبیرستان که بودم دیدم ای رتبه زیر هزار هم خیلی کلاس داره . حالا که دو قدمیه کنکورم به این نتیجه رسیدم مهم ترین چیز اینکه قبول بشی!! حالا چه اهمییتی داره چند بشی؟؟

اینقدر بدم میاد تا یه جا می شینن همه میگن چقدر واسه کنکور می خونی؟ توی مهمونی ها تا سوژه کم میارن می زنن به شونت میگن حالا چی می خوای قبول شی؟ پای تلویزیون نشستی یه چیزی از توی آشپزخونه می خوره توی سرت ، پشت سرش هم صدای مامانت میاد میگه : عمه من امسال کنکور داره؟ رفیق قدیمیت رو بعد چندین و چند سال می بینی ، برمی گرده میگه کلاس کنکور کجا ثبت نام کردی؟ داداشت که توی کنکور جز صد نفر اول (البته از آخر) بوده هی میگه بخون جلو فامیل آبرو ریزی نشه یا ...

اصلا رتبه خود خودمه!!

دلنوشته های یه کنکوری

/ 7 نظر / 7 بازدید
آيا آمار بازديد وبلاگتان پايين است؟

آيا آمار بازديد وبلاگتان پايين است؟ شما چگونه به روز شدن وبلاگتان را به موتورهاي جستجو اطلاع مي دهيد؟ چيزي در مورد پينگ كردن مي دانيد؟ به نظر شما علت اين مسئله چيست؟ ما به صورت رايگان ابزاري را فراهم كرده ايم، تا به روز شدن وبلاگتان را تنها در چند ثانيه به موتورهاي جستجو اطلاع دهيد.

سمیه(nsa)

این غولی ی ک در خونه هر دانش اموزی میخوابه!!!!!رستمم نیس ی کمکی ب ما بده!!

maryam

salam azizma!!webet kheyliiiiiiiiii bahale are azizam mano belink manam na esme webet linkidamet bazam behem besar apaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam doos joooooooon[ماچ][گل]

ز

دريا حالا خوبه شما تا بحث كم ميارن ميرن سراغ درس منه بدبخت چي بگم ك بجاي احوال پرسي ميگن به به ز...خانم چه طوري بادرسا......./بقيشو خودت حدس بزن مياي مهموني روحيت باز بشه بدتر كوووووووووووووووووووفتت ميكنن[عصبانی][عصبانی][عصبانی][ناراحت]

منا

سلام گلم این نوشته که گفتی کجاست[سوال][ماچ]

n

درود بر شرفت.همش راسته