این پست ، پست شماست

بعد از امتحان دیفرانسیل ، کلی وسط خیابون قدم زدم محض رضای خدا یکی نزد زیر لنگ های ما راحت بشیم!

چکمه هامم پاشنه داشت نمی تونستم از تیر چراغ برق برم بالا خودمو پرت کنم پایین

یه سیم لخت هم اون طرفا نبود

بکش مولف کتاب جدید دیفرانسیل رو راحت شیم

ولی در عوض امروز امتحان گسسته خعععععلی باحال بود

جای همگی خالی ...

با دوستان دو تا دست داشتیم دوتا دیگه هم قرض کردیم این برگه های تقلب رو رد و بدل کردیم . 

خلاصه پیش ریاضی امروز سرجلسه امتحان دیدنی بود!!!

بعدی شیمیه ....

/ 49 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ز

آنکه واقعاتورادوست دارد به سازآرام بودنت کفایت میکندوهرگز نمی خواهد رقاصه سازهایش باشی....[قلب]

ز

دوست داشتن تو لیاقت نمی خواد....عین سوزن نخ کردن فقط اعصاب می خواد....

امیتیس

[خنده]حـــــــــــــــــــی خدا! همون دوتاشم نداریم چه برسه به چــــــــــــــــارتا!

فائزه

چه روشای سوسولی...! این قرتی بازیا چیه؟؟؟میومدی خودم خفت میکردم..الان انگیزشم دارم![شیطان]

ز

دریا جان بخاطر اون قضیه ممنون گلم[بغل][ماچ][ماچ][ماچ]

سمیه

سلام از این جونوم مرگا از کجات میاری ؟؟؟همینایی که ورجی وورجی میکنن؟؟؟

سمیه

عزیزم اصلاح کن کویت سرجلسه امتحان دیدنی بود اخه خودت قضاوت کن اونم اخه کلاسه نه واقعا کلاسه؟؟؟[نیشخند][نیشخند]

ز

هوایت دستان سنگینی داشت وقتی به سرم زد فهمیدم[ناراحت]

ز

به پسراخیلی حسودیم میشه....آخه خیلی راحتن چون عقل ندارن....[قهقهه]

پری

منم امسا ل پیشم رشته ام ریاضیه!!!!!واقعا کتاب بخوره تو سر مولفش! موفق باشی گلم@-}-- ب افتخاره بچه های کنکوری[دست]