ماهی با طعم نیاگارا

وقتی ماهی می خورم انگار زیر دوش یکی از سوئیت های حاشیه دریای خزر ایستاده ام و قورت قورت آب می خورم! هرچند تعبیر عجیب و غریب و بعضا چندشناکی ست اما به واقع این احساس جز جدانشدنی زندگی یک عدد جوجه خبرنگار است که امیدوارانه چشم دوخته است به آینده، بلکه این احساس که در آن رگه هایی از سادیسم و خودآزاری نهفته است جای خودش را به احساسات شیرینِ تری بدهد. مثلا احساسِ شیرینِ ایستادن زیر آبشار نیاگارا و قورت قورت آب خوردن! هرچند طعم نیگارا را نچشیده ام اما از اسم باکلاس و خوش تلفظ اش خوشم می آید و احتمالا خوشمزه تر از «خزر» خودمان است! 

+ و حالا یک سوال اساسی برای این ذهن بیمار پیش آمده است! آن هم اینکه خارجکی ها که خزر ندارند، ماهی های شان چه طعمی می دهد؟! :| 

/ 7 نظر / 11 بازدید
صادقی

گل اميد گرم بروي از اين استان كجا بروم ----------ز آستان تو اي جان جان كجا بروم گل اميد و شكوفه جمال و ميوه عشق -------تويي تويي من از ازين بوستان كجا بروم اگر به سوي عدم رانيم مضايقه نيست -------ولي زكوي تو در اين جهان كجا بروم جدا ز روي تو بودم به آرزوي تو شاد ----- چو دل به وصل تو شد شادمان كجا بروم دلي درست و نيتي زورمند بود مرا --------كنون شكسته دل و ناتوان كجا بروم به هر كجا كه روم رنگه فتنه يكسانست -----به زير بام تو اي آسمان كجا بروم [گل]

غرور تعصب

کاش اونجا هم بارون بیاد کاش کل ایران بارون بباره [گل]

ناهید

اونا هم ماهی هاشون طعم خودشو داره دیگه....

ابجي گل بهار هستم

ايا در اين مكان لايك نميشود زد ؟!

saeed

ممنونم كه به وبلاگم سر زدي خبرنگار مهربون اميدوارم موفق باشي [گل]

غبارِ زمان

سلام جوجه [نیشخند] ممنون بابت معرفی تئاتر...[گل]

ابجي گل بهار هستم

من به وضع موجود معترضم من لايك ميخوام where in my like dooni ?