جوجه خبرنگار سابق! :)

دیشب چندتا از اشعارشو برام ایمیل کرد . راستش اونقدر زیبا بود ک دلم نیومد نذارم روی بلاگ .

فقط لطفا کپی نکنید مرسی .

*گونه ام داغ می شود....داغ.....

غمی روی دلم می ریزد...زل میزنم به دیوار اتاق،....

چه سکوت قشنگی بین دیوارهاست!

 

*احساس میکنم غرورم را له کردند این اشکهای لعنتی....؛

وقتی تو با خنده از رفتن گفتی و من با گریه بدرقه ات کردم!

 

*قاصدک!چرا معطل میکنی؟!

حرفهایت را بزن وبرو....

این دل شکسته دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد!

 

*امشب دلم به اندازه هزار سال پیر شد!

عصایم کجاست؟گمش کرده ام...

آه...گمان میکنم آن را میان تکه های شکسته قلبم جا گذاشته ام...

 

*امروز تمام خاطراتم را به آتش کشید....بوی عطر غریبه ای که فقط «شبیه» عطر تو بود....

"روح انگیز"

 


برچسب‌ها: شعر
+ تاريخ شنبه ۱۳٩۱/٩/٢٥ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ نويسنده جوجه خبرنگار نظرات ()