جوجه خبرنگار سابق! :)

بعضی اوقات دلم می خواد بی خیال رو از ته دل بگم . اما حیف که جرات این کار رو ندارم . دلم می خواد پشت کنم به همه کس و همه چی .

دلم می خواد تنها دغدغه ذهنی ای که دارم بشه گوش کردن به آهنگ های مورد علاقه ام . دیگه نه خسته بشم ، نه دلتنگ ، نه تنها ، نه خوشحال ، نه ناراحت ، نه ... نه هیچ چیز دیگه .

یا شاید هم بخوام ساعت ها به لبخند و چشم هایی نگاه کنم که دوستشون دارم . بدون اینکه کسی منو ببینه .

برم بالاترین نقطه دنیا بشینم و پاهام رو آویزون کنم و از اون بالا به هرکس و هرچیز که دلم می خواد فکر کنم . نه به هرچیز که دلتنگشم ، براش ناراحتم ، ازش خوشحالم و نه ...

رها ، رها تر از همیشه . بی خیاله بی خیال ...

 

.

.

.

.

.

نمی دونم برای شما هم پیش اومده یا نه؟ اینکه با صدای یک نفر آروم بشین . من غم عالم هم که نریزه توی قلبم ، همین که آهنگ های بهنام صفوی رو گوش بدم حالم خوبه


برچسب‌ها: دلنوشته, بهنام صفوی, درد و دلهای وقت و بی وقت, انسان چه موجود عجیبی ست
+ تاريخ پنجشنبه ۱۳٩۱/٩/۱٦ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ نويسنده جوجه خبرنگار نظرات ()