جوجه خبرنگار سابق! :)

رمال جان

- کجا میری حالا ؟

- پیش استاد ... .

- همون رماله؟؟ منم میام .

- رمال کدومه . رمالها کلاه برداری میکنن اما اون همه حرفهاش راسته!

-جون عمه اش!

- تو ک ب این چیزا اعتقاد نداری واسه چی می خوای بیای؟

- می خوام ببینم اگه کار و کاسبی شون خوبه الکی اینقدر درس نخونم . برم پی رمالی . اونوقت تحصیل کرده های گوش مخملی ای مثه تو میان پیش من ...

- اون علمشو داره .

-  خدا علمشو نداره که گفته حرامه ؟؟

اینا چند تا از اس ام اس هایی که دیروز بین منو دوستم رد و بدل شد ...

راستش از اونجایی ک یه کم فوضول تشریف دارم امروز دوست جان رو راضی نمودم تا منم با خودش ببره پیش رمال جان!! مدتیه واسم سوال شده مگه چی تحویل اینا میده ک هی پولهای بی زبونو می ریزن تو جیب این کلاه بردارا!! وقتی هم بهشون میگی اینا کلاه بردارن ، انگار ک فحش بالای 18 سال شنیدن . همچین جبهه میگیرن ک یکی ندونه فکر میکنه  فامیلشونه! حالا رفتم گزارشه کاملشو می ذارم روی بلاگم ...

شما چی اعتقاد دارین؟؟؟

چرا؟؟؟

 


برچسب‌ها: مریم شیعه زاده, گزارشی از دعانویسی
+ تاريخ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٧/٤ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ نويسنده جوجه خبرنگار نظرات ()