جوجه خبرنگار سابق! :)

با جناب پروفسور برادر داشتیم درآمد افراد زیر خط فقر رو حساب می کردیم که دریافتیم اون دسته از عزیزانی که دارای درآمدی زیر 900 هزار تومن در ماه هستن زیر این خط تشریف دارن . راستش یاد اون بنده خدایی افتادم که هفته ای یکبار میاد خونه مادربزرگم و کارهاشو انجام میده . با یه گردان بچه قد و نیم قد می گفت ماهیانه 300 هزار تومن درآمد داره که 120 هزار تومن میره توی جیب صاحب خونه گرامی و یه درصدی هم بابت اقساط و باقی صرف خانواده ام میشه . گمون نکنم از روی خط فقر بشه دیدش ، یه جایی اون پایینا دفن شده!!

چند وقت پیش توی اتوبوس یه خانمی باقیافه ای حق به جانب می گفت این همه گرسنه داریم ، بعد میان اجلاس می گیرن خدا تومن خرج می کنن...

بعدم یه سری توی هوا تکون داد و گفت:

"ایییییییییییییییییییییییییییییییییییییش"

راست میگفت ، به ما چه ربطی داره همسایه مون چقدر محتاجه یا همکلاسی های بچه هامون توان خرید لوازم التحریر رو ندارن یا اصلا چرا باید خمس بدیم و ... . اینا همه وظیفه دولته . ما فقط باید نظارت کنیم تا اگه وجدانمون یقه ما رو چسبید ، بگیم ما خودمون شاهد بودیم همین ها بودن که اجلاس گرفتن و به نیازمندها کمک نکردن نه ما ... !!

این سعدی هم بیکار بوده ها!

یه چیزی می گفت : بنی آدم اعضا ... پیکر ... گوهر ...

ولش کن!! دیگه چه خبر ؟؟؟

 

 


برچسب‌ها: وجدان جان بی خیال ما شو , دلنوشته
+ تاريخ جمعه ۱۳٩۱/٦/۱٧ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ نويسنده جوجه خبرنگار نظرات ()