جوجه خبرنگار سابق! :)

دیروز تولد پدرم بود . یهو به سرم زد سنش رو حساب کنم . چند بار این کار رو کردم و هربار احساس کردم دارم اشتباه می کنم . اما نه ! انگار واقعا آلان پدرم 44 ساله شده . چقدر زود زمان می گذره . وقتی به لبخندش نگاه می کردم دلم می لرزید . دوست دارم زمان بایسته و من یه دختر 18 ساله بمونم و پدرم هم یه مرد 44 ساله .

فدای نگاهشون ... پدر و مادر من بهترین پدر و مادر دنیا هستن . دوستهایی که توی خوشی و ناخوشی در کنارم بودن و در مقابل حتی نمی تونم ذره از خوبی هاشون رو جبران کنم . تنها کاری که از دستم بر میاد اینکه بعد از نماز آروم زیر لب زمزمه کنم : خدایا برای فرشته های من جایی جز بهشت قرار نده .

الهی هیچ کس از نعمت بزرگی به نام پدر و مادر بی بهره نباشه و از اون مهم تر هیچ وقت ازشون غافل نباشه .

یاحق


برچسب‌ها: دو فرشته زمینی
+ تاريخ پنجشنبه ۱۳٩۱/٦/٢ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ نويسنده جوجه خبرنگار نظرات ()