جوجه خبرنگار سابق! :)

مردی در عالم رویا به سایه خود نگاه می کرد و جای پایش که بر روی ساحل افتاده بود . اما جای پای دیگری را هم دید . به خدا گفت : این رد پای کیست که همیشه با من است ؟ خداوند فرمود : رد پای من که همیشه با تو ام . مرد باقی روزهای عمرش را از خاطرش گذراند و لحظات بحرانی را در ساحل زندگی اش دید که فقط یک جای پا باقی مانده . با گلایه از خداوند پرسید : چرا در لحظات بحرانی و سخت مرا تنها گذاشتی و رهایم کردی؟ در این لحظه خداوند با مهربانی به او گفت : عزیزم این درست همان لحظه ای است که من تو را در آغوش کشیدم و از ساحل زندگی گذراندمت ...

 

 رد پا روی ساحل

با من بمان

آنان که رفتنشان را طاقت آوردم

تو نبودی.....


برچسب‌ها: رد پای خدا
+ تاريخ یکشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٤ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ نويسنده جوجه خبرنگار نظرات ()