جوجه خبرنگار سابق! :)

این روزها خعلی تنهام

تنهایی میشینم و پیانو میزنم آروم میشم

یعنى اگه میزدم آروم میشدم

فى الواقع اگه داشتم و میزدم آروم میشدم،

 در حقیقت اگه داشتم و بلد بودم و میزدم آروم میشدم

(مریضم خودتی)

این روزا اینقد خسته ام که حوصله هیچکس و هیچ چیزو ندارم ، سر دوستامم شلوغه ، دیگه هیچکدوم وَخ نمکنن ، بریم بستنی قیفی بخریم بعدش تا خونه لیس بزنیم و بخندیم! کسی نیس اذیتش کنم و وختی به زور از توی بالشم یه پر می کشم بیرون ، بکنم تو دماغش! یا وختی مخاد آب بوخوره بزنم پَس کله اش توی دماغ و چِشاش اقیانوس راه بیفته!

دلم نبودن میخاد ... راستش یه وختایی مردنم آرزو میشه

 

 


برچسب‌ها: درد و دلهای وقت و بی وقت
+ تاريخ شنبه ۱۳٩٢/۱/۱٧ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ نويسنده جوجه خبرنگار نظرات ()